امروز کنسرت بود.کنسرت سنتور و بعدش یه اواز کوتاه.اول سعی کردم رو نت های سنتور تمرکز کنم و حدس بزنم که مثلا این صدا از کدوم قسمت سنتوره یا چجور حرکتیه بعد کم کم خسته شدم حس کردم ساز داشت منو پس میزد یه کار جدید کردم.یاد این جمله افتادم که میگه ارزش و زیبایی موسیقی در زیبا بودن نغمه ها و نت ها نیست بلکه در سکوت بین اوناست سعی کردم به سکوت تمرکز کنم و انقد از نوازنده انرزی دریافت کردم که یهو حس کردم انگار ممکنه به رعشه بیفتم یا یه حسی شبیه خلسه جوریکه مقاومت در برابر حفظ این حالت سخت و طاقت فرسا بود.بعد کم کم حس کردم دارم خسته میشم.فرض کردم شاید اگه اون بالا پیانو بود یا یه ساز کلاسیک دیگه شاید من مشتاق تر بودم..شاید اگه یه سری محدودیتا نبود ترجیح میدادم سمت پیانو برم ولی من گزینم محدود بود و انتخاب کردم و به قول یالوم باید یاد بگیری که از سرنوشتت و تقدیرت راضی باشی و ازش ارامش بگیری چون به هر حال با هر محدودیتی اون انتخاب تو بوده..مثل بازسازی کشتی وسط یه دریای طوفانی میمونه..نمیشه..نابود و خرد و ویرون میشی..شاید الان حس مسکنم تو فیلم eat pray loveنباید شخصیت اصلی زندگیشو وسط دریا رها میکرد داشت میحنگید البته اون چیز زیادی برای از دست دادن نداشت و میتونست با منطق خودش از خودش دفاع کنه ولی برویر در اون زمانه و با کلی بچه و وجهه اجتماعی بیشتر انگار وسط یه دریای طوفانی بود..نمیدونم شرایط متفاوت و بحث نامحدوده و اینکه امروز وسوسه شدم برای یه لحظه خارج از نسخه پزشک دو تا ارامبخش بخورم..دوراهی سختی بود..
برچسب: 2016 calendar,29 rooms,2016 movies,24 hour fitness,2k17,21 pilots,21 day fix,23 and me,2048,21 savage,
نویسنده: الینا عابدی